...Panda is typing

دنیآ همه سر به سر خیآل است خیآل...

خداحافظی و از این صوبتا

/ بازدید : ۴۷

گرچه رفتنم واسه هیچکس مهم نیست

ولی خب خواستم بگم که این آخرین پست تو این وبلاگه و زین پس میتونید منو از طریقِ این آدرس دنبال کنید:

dreamroof.blog.ir




:)

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۴ نظر ۰ لایک:) |

از وقایع سیزده آبان

/ بازدید : ۲۶
راه پیماییِ امروز اولین و آخرین راه پیمایی سیاسیِ زندگی نامبرده بود. 
زین پس همچون سنوات گذشته فقط  در راه پیمایی هوایِ پاک شرکت میکند و در باقیِ راه پیمایی ها در خانه تمرگیده و آب انبه اش را نوش جان میکند. 
وی حالش از راه پیمایی بهم میخورد. 
بهتر است بگوییم حالش از جوی که آنجاست بهم میخورد. 
مگر بچهٔ هشت ساله چه از آمریکا و روابط سیاسی و مابقی آنها حالیَش میشود که مجبورش می کنید فریاد بزند و مرگِ هم نوعش را طلب کند؟ 
ما با رجال سیاسی آمریکا مشکل داریم نه ملتش! 
مثل این است که بیاییم فرزندان و همسر فردی که به هر دلیلی با او به مشکل برخورده ایم را به جای او مجازات کنیم! 

کامنت های این پست برای همیشه بسته خواهد بود و نوشته های بالا تنها عقایدِ شخصِ من است نه کسِ دیگر. 
نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۴ لایک:) |

تاپ استیودنت

/ بازدید : ۳۰

تا دیروز ساعت چار و نیم من نه فاینالِ ترم پیشو داده بودم نه ترم قبلش:|
منشیِ آموزشگاه واسه سرم جایزه گذاشته بود
دادرس میومد التماس میکرد میگفت بیا فاینالتو بده
قول میدم اصن تاثیر ندم بهت همون صد بدم
بچه ها جوابارو واسم فرستاده بودن ولی من نمی رفتم امتحان بدم
در نهایت دیروز مورخِ ۹۶/۹/۱۱ دانش آموز ز.م درحالِ امتحان دادن در آموزشگاهِ آ.ن رویت شد.

معلم این ترممونو خیلی دوست دارم
خیلی خیلی خیلی
حتی بیشتر از دادرس ^^
خیلی خوبه و بی نهایت کیوته

سه جلسس میخواد عکس ماز جبرانیو به خانومش نشون بده که خانومش بگه شبیه اونه یا نه هی اسمشو یادش میره:|
از نظر ما فوق العاده شبیه مازه. از صداش و قیافش گرفته تا حرکات دستش حتی تو نحوهٔ ادا کردن بعضی از کلمه ها هم کاملاً شبیهن ولی خودش قبول نمی کنه میگه من کجام کچله میگیم کچل کنید شبیهش میشید میگه مگه من اَدَم؟( اَدَ تیکه کلامشه مثلا میخواد از یه چیزی بد بگه میگه خیلی اَدَس به ماعم میگه اَدَ گیرلز:|)
معصومه مهندسی پزشکی قبول شده به معصومه میگفت بهت نمیخوره درسخون باشی مثلا این سه تارو نگا کن( اشاره به منو زهرا و محمود) دِی ایت دِ بوک  دِی هیت دِ بوک اَند کیل ایت
ما: تهشم پیام نور قبول میشیم
به معصومه میگه تو دیگه خیلی های کلسی( high class) هم دکتری هم مهندسی

رفته بودیم بیرون غذا بخوریم میز کناریمون یه خانواده بودن که یه دختر بچهٔ فوق کیوت داشتن. میخواستم بگیرمش بغلم انقد بچلونمش انقد بچلونمش^-^

دیروز بعد کلاس رفتیم خونهٔ عموم اینا، زینب هات اسپات مامانشو روشن کرد.جفتمون وصل شدیم از اینور من داشتم با شیدا حرف میزدم و بهش وویس میدادم از اینور نیایش میومد میگفت خاله تو منو بیشتر دوست داری یا یسنارو از اونور زینب داشت عکس کراشایِ سابقمون و نشون میداد میگفت ببین تا ما آنکراش کردیم اینا چه خوشگل شدن بعدش کیان اومد بهش گفتیم آلبوم همایونو واسمون بخره که تا الان هنوز خبری ازش یافت نشده بعد لیلا اومد گفت کتاباتو بیار من بخونم بعد گفتم من جنازهٔ کتابامم رو دوشِ تو نمی ندازم تو جلد کتابو میجویی تمام زیبایی هایِ بصری کتاب نابود میشه هنوز خاطرهٔ تلخ من پیش از تو از ذهنم نرفته بچه مو شکافته بودی:|

من نمی دونم دانشمندا دارن چیکار میکنن
بابا یه چیزی اختراع کنید این شلوارایِ بابامو اتو کنه دیگه هلاک شدیم:|

به هلما میگم بگو نایل میگه رانی😂

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۴ نظر ۱ لایک:) |

خنده داره

/ بازدید : ۲۸

غیرت و تعصب به شیش و چهار نشون دادن و کری خوندن نیست
این اواخر شیش و چهار شده یه وسیله
وسیله ای که بازیکنا باهاش میخوان بگن آره ما خیلی متعصبیم،ما با تموم وجودمون واسه تیممون بازی می کنیم و…
ولی اینا همش کشکه
میدونی غیرت یعنی چی؟ میدونی تعصب یعنی چی؟
ببین سن من به دوران علی پروینو علی داییو اینا قد نمیده من یکی از هموناییم که بهشون میگین گودزیلا
از نظرِ منِ گودزیلا غیرت یعنی این که هوایِ این هوادارو رو که تو همهٔ شرایط، چه تو دوران اوجت چه افتت هواتو داشتن رو داشته باشی
آره همین هوادارا
همین هوادرا که همیشه واستون از جون مایه میذارن
 فرقی نمیکنه ببرین یا ببازین
هوادارایی که زمانِ افتت و گل خوردنات به طرز فجیع،خم به ابرو نیاوردن و حمایتت کردن،
با تمومِ وجودشون. ولی تو چی؟
تا تو دوتا بازی کلین شیت کردی‌ گفتی میخوام برم و تموم!
کشکه مگه؟ مگه اینم مثه همون کری خوندناتونه که چیزی جز ظاهر سازی نیست؟
ولی میدونی محرومیت کشک نیس.
خود واقعیته
 این هوادارا که این قدر خوب حامیتون بودن و هستن، تو هر هوایی چه شرجی چه گرما چه تو خود سرما هواتونو داشتن و دارن،روز و شب واستون دعا میکردن و میکنن از شماها انتظار دیگه ای جز عملکرد خوب واسه تیم محبوبشون نمی خوان،از شماها چیزی جز بازی با تموم وجود واسه عشقِ سرخشون نمی خوان. فقط همین
توقع زیادیه؟
اینم یادتون باشه که ماها عاشقِ چشم و ابروی شما نشدیم. ما به این دلیل شمارو دوست داریم چون بازیکنِ تیمی هستید که تمومِ زندگیمونه و شما به واسطهٔ پرسپولیسه که تو قلبِ مایید وگرنه شما هم تفاوت دیگه با بازیکنایِ تیمایِ دیگه ندارید.

حالا هرکی میخواد بره

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۱ نظر ۱ لایک:) |

خدااااااا

/ بازدید : ۲۷

این پستو ببینید

کلیک

دیروز تولدشون بود

طارمی رفته بود تولدشون

[کوبیدن سر به دیوار]

اصلا همون بهتر محروم شد

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۲ نظر ۱ لایک:) |

نیازمند یاریِ سبزتان هستیم

/ بازدید : ۲۹

برایِ رسانه باید یه تحقیق ببرم در مورد بچه هایی که معتاد به دنیا میان. اینکه چی میشن و آیندشون چیه شرایط درمانشون یا حتی پدر و مادراشون

تو گوگل چیزی پیدا نکردم

میخواستم اگه اطلاعی در این زمینه دارید یا اگه منبعیو میشناسید بهم بگید:)

پیشاپیش تشکر می کنم:)

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۷ نظر ۲ لایک:) |

به دل پناه ببر! آخرین پناهت اوست

/ بازدید : ۲۷

فقط با کیمیا میتونی تو پاساژ از یه پله برقی که داره میاد پایین، بری بالا

تهش دستتو بگیره بگه بیا بریم کند ذهن نمیشه در حالی که پیشنهاد اولیه از خودش بود. خودش کند ذهنه اصن آشخال


رفتیم دریم کچر بخریم پسره گف سی تومن 0_o

داداژ چه خبره؟ مگه ژَنگه؟ ۵۰ تومن کلاً بودجه داشتم:|

 یه ذره رفتیم اونورتر ۱۵ میداد -_- 

گران فروشِ مزدورِ گستاخِ فرومایهٔ آجغال:|


کیمیا بورک خرید من همش میگفتم سمبوسه فوراِور وسط خیابون کم بود بورکِ بکنه تو حلقم:|


کتاب فروشیش اصلاً خوب نبود اون کتابایی که میخواستمو نداشت فقط چشم هایش و بی تو مهتاب شبیِ فریدون مشیریو گرفتم. الان تنها چشم امیدم به نمایشگاهه اونم امسال کسی نیس منو ببره چون میفته تو زمانِ به دنیا اومدنِ بچه و اینا اگه زهرا بره با اون شاید رفتم. 

یه رمان تابستون داشتم میخوندم. دختره با دوست پسرش رفتن کتابخونه.دختره مثلِ من پول نداشت‌. پسره گفت هر چی میخوای بگیری بگیر من حساب میکنم میزارم تو کتابخونم،تو بیا بردار بخون. کمبود همچین شخصی عجیب احساس میشد. 

محمود دولت آبادی خیلی گرونی(¬_¬) 

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۳ نظر ۳ لایک:) |

چی بگم آخه من به تو^^

/ بازدید : ۲۷

_خداوند هات اسپات دهندگان را دوست دارد

+نمی دونم گوشیم چش شده متصل نمیشه

_ =(


۲ دقیقهٔ بعد

اس ام اس: تراکنش با موفقیت انجام شد

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۳ نظر ۱ لایک:) |

قشنگ

/ بازدید : ۳۳

گفت عکس نکته هایِ زیستو بفرس

دفترمو باز کردم

درِ بالکن باز بود

یهو دیدم یه دلبر افتاده رو دفترم، کتاب با خودم نیاورده بودم از اون عکس شاخا بگیرم. بالاجبار از همون دفتر با اون دست خطِ خرچنگ قورباغه ایِ خودم

عکس گرفتم. 

من انقدر بدخط نیستم:|

قسم میخورم

سر کلاس بود

تند تند نوشتم

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۴ نظر ۴ لایک:) |

Piece by piece

/ بازدید : ۲۳

هفتهٔ پیش همین موقعه ها ممکن بود من دیگه نباشم، یعنی یه اتفاقی افتاد که ممکن بود من برایِ همیشه محو شم و روحم از بندِ این جسمِ خسته و داغونم رها شه و بره پیِ زندگیِ خودش. اما برگهٔ آزادیِ روحم توسط خدا امضا نشد هنوز حبسش مونده حالا چقدرشو نمی دونم. 

دیشب داشتم فکر میکردم که کاش میشد همون هفتهٔ پیش همه چی تموم می شد. یقیناً مردن خیلی بهتر از شیمی خوندن و تست زدن تا ساعتِ دو شبه. 

امروز یه جوری بود. هوا گرفته نیست اما چشمایِ من دوست داره هوارو گرفته ببینه شایدم خواستهٔ دلمه نمی دونم. یعنی من هیچیو نمی دونم. 

جمعه آزمون داریم، فردا فاینال و کلی درس و تست واسه هفتهٔ بعد

تو مسیر که داشتیم برمیگشتیم یه هنرستان بود،داشتم به این فکر میکردم اگه مامانم میذاشت شاید من الان هنرستان بودم. 

مهمونی این وسط چی میگه! 

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۲ نظر ۲ لایک:) |
About Me
خزعبلاتِ دخترکی لبالب از پوچی

البته فعلا:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان