...Panda is typing

دنیآ همه سر به سر خیآل است خیآل...

تاپ استیودنت

/ بازدید : ۳۰

تا دیروز ساعت چار و نیم من نه فاینالِ ترم پیشو داده بودم نه ترم قبلش:|
منشیِ آموزشگاه واسه سرم جایزه گذاشته بود
دادرس میومد التماس میکرد میگفت بیا فاینالتو بده
قول میدم اصن تاثیر ندم بهت همون صد بدم
بچه ها جوابارو واسم فرستاده بودن ولی من نمی رفتم امتحان بدم
در نهایت دیروز مورخِ ۹۶/۹/۱۱ دانش آموز ز.م درحالِ امتحان دادن در آموزشگاهِ آ.ن رویت شد.

معلم این ترممونو خیلی دوست دارم
خیلی خیلی خیلی
حتی بیشتر از دادرس ^^
خیلی خوبه و بی نهایت کیوته

سه جلسس میخواد عکس ماز جبرانیو به خانومش نشون بده که خانومش بگه شبیه اونه یا نه هی اسمشو یادش میره:|
از نظر ما فوق العاده شبیه مازه. از صداش و قیافش گرفته تا حرکات دستش حتی تو نحوهٔ ادا کردن بعضی از کلمه ها هم کاملاً شبیهن ولی خودش قبول نمی کنه میگه من کجام کچله میگیم کچل کنید شبیهش میشید میگه مگه من اَدَم؟( اَدَ تیکه کلامشه مثلا میخواد از یه چیزی بد بگه میگه خیلی اَدَس به ماعم میگه اَدَ گیرلز:|)
معصومه مهندسی پزشکی قبول شده به معصومه میگفت بهت نمیخوره درسخون باشی مثلا این سه تارو نگا کن( اشاره به منو زهرا و محمود) دِی ایت دِ بوک  دِی هیت دِ بوک اَند کیل ایت
ما: تهشم پیام نور قبول میشیم
به معصومه میگه تو دیگه خیلی های کلسی( high class) هم دکتری هم مهندسی

رفته بودیم بیرون غذا بخوریم میز کناریمون یه خانواده بودن که یه دختر بچهٔ فوق کیوت داشتن. میخواستم بگیرمش بغلم انقد بچلونمش انقد بچلونمش^-^

دیروز بعد کلاس رفتیم خونهٔ عموم اینا، زینب هات اسپات مامانشو روشن کرد.جفتمون وصل شدیم از اینور من داشتم با شیدا حرف میزدم و بهش وویس میدادم از اینور نیایش میومد میگفت خاله تو منو بیشتر دوست داری یا یسنارو از اونور زینب داشت عکس کراشایِ سابقمون و نشون میداد میگفت ببین تا ما آنکراش کردیم اینا چه خوشگل شدن بعدش کیان اومد بهش گفتیم آلبوم همایونو واسمون بخره که تا الان هنوز خبری ازش یافت نشده بعد لیلا اومد گفت کتاباتو بیار من بخونم بعد گفتم من جنازهٔ کتابامم رو دوشِ تو نمی ندازم تو جلد کتابو میجویی تمام زیبایی هایِ بصری کتاب نابود میشه هنوز خاطرهٔ تلخ من پیش از تو از ذهنم نرفته بچه مو شکافته بودی:|

من نمی دونم دانشمندا دارن چیکار میکنن
بابا یه چیزی اختراع کنید این شلوارایِ بابامو اتو کنه دیگه هلاک شدیم:|

به هلما میگم بگو نایل میگه رانی😂

نویسنده : زِدْ عِِـچْ آرْ … ۱ لایک:)
سکوت عشق
۱۲ آبان ۱۵:۱۷
چی شد ؟ من که نفهمیدم
همین جوری یه مشت جمله پشت سر هم ردیف کردی و رفتی؟
لااقل یه جوری میگفتی ما هم میفهمیدیم!
پاسخ :
:|
قابل فهم بود
نبود؟ 
سکوت عشق
۱۲ آبان ۱۵:۲۴
لطفا جملات انگلیسی رو فینگیلیش ننویسید به شدت ناخوانا میشه
همچنین یه جمله نوشتی که تهش این بود "مو شکافته بودی:|" این جمله رو کامل نفهمیدم :دی
پاسخ :
بچه مو شکافته بودی
مثل اینکه بگی لباسمو شکافتی

They eat the book
They hit the book
And kill it
این بوده

آندرومدا :)
۱۲ آبان ۱۶:۴۹
کراش زدی رو تیچرا
پاسخ :
کراش تیچر فقط هنکو شهریار😂
آندرومدا :)
۱۲ آبان ۱۷:۴۶
ابی فوراور :(
پاسخ :
جاست شهریار:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
خزعبلاتِ دخترکی لبالب از پوچی

البته فعلا:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان